پروفسور دانشگاه ماريبور اسلووني:
اصفهان ازقشنگترين شهرهاي دنياست
اين تنها ادعاي مردم ايران نيست، بلكه همه گردشگران خارجي نيز بر این باورند «اصفهان نصف جهان» است. گل سرخ در اين شهر به هزاران رنگ درميآيد. اصفهان در ميان شهرهاي ايران به تعصب و در عين حال همزيستي اقوام و پيروان اديان گوناگون معروف است. وجود مساجد مسلمانان، كليساي مسيحيان، كنيساي يهوديان و معبد زرتشتيان گواه اين ادعاست ... .
روزنامه «وچر»، چاپ اسلووني با پروفسور «پوتوچنيك»، استاد تاريخ دانشگاه «ماريبور» آن كشور درباره نگاه و دستاوردهاي سفر شش ماهه او به اصفهان مصاحبهاي داشته است. اين استاد دانشگاه از زيباييهاي خيره كننده اصفهان و گلهاي رنگارنگش، مردم خونگرم ايران و وضعيت و مردم ايران كه براي او همه گردشگران با تصوراتشان به كلي متفاوت بوده، سخن گفته است.
بيان زيباي پروفسور، مصاحبه را بسيار جذاب و خواندني کرده است.
ايران كشوري با فرهنگ و تاريخ بينظير است كه حتي براي «دراگان پوتوچنيك» پروفسور دانشكده تاريخ دانشگاه ماريبور هم استثنايي و بي همتاست، به همين جهت، وي براي شش ماه به عنوان استاد ميهمان به شهر اصفهان، مركز فرهنگي ايران كه به عنوان قشنگترين شهر دنيا به شمار میرود، سفر كرده است.
خبرنگار: چرا ايران و چرا اصفهان؟
دكتر پوتوچنيك: ايران داراي يكي از قديميترين فرهنگها در جهان است و خيلي از آثار باستاني در آنجاست و زماني كه در اوج قدرت بوده تأثير زيادي بر فرهنگ اسلامي داشته است.
چند سال پيش، هنگامی كه براي نخستين بار به ايران مسافرت كردم از ديدن آن كشور لذت برده و شيفته تاريخ و فرهنگ غني و رفتار گرم مردمش شدم. بايد بگويم كه عاشق آثار رومي، حافظ و عمر خيام هستم.
در واقع، قرار بود به عنوان استاد میهمان به دانشگاه تهران بروم، ولي از آنجا كه شهر اصفهان مركز فرهنگ و هنر ايران و از نظر بنده يكي از قشنگترين شهرهاي دنيا به شمار ميرود و به قول ايرانيان اصفهان نصف جهان است، این شهر را برگزیدم.
خبرنگار: يعني اين ادعاي مردم ايران كه «اصفهان نصف جهان» است، درست است؟
اين تنها ادعاي مردم ايران نبود، بلكه همه گردشگران خارجي نيز در آن زمان، آن را تأييد ميكردند. ميگفتند گل سرخ در اين شهر به هزاران رنگ درميآيد. اصفهان در ميان شهرهاي ايران به تعصب و در عين حال همزيستي اقوام و پيروان اديان گوناگون معروف است. وجود مساجد مسلمانان، كليساي مسيحيان، كنيساي يهوديان و معبد زرتشتيان گواه اين ادعاست.
خبرنگار: به عنوان پروفسور میهمان در كشور اسلامي چه احساسي داريد؟
در آغاز از همه كساني كه در اين راه من را ياري کردند، تشكر و قدرداني ميكنم. هم از دانشگاه اصفهان، هم دانشگاه ماريبور. میهمان بودن در يكي از دانشگاههاي ايران براي من امتیاز ويژهاي است.
دانشگاه اصفهان اين روزها سیصد ساله ميشود و شهرك دانشگاهی در كنار شهري با جمعيت حدود دو ميليون نفر واقع شده كه علاوه بر دانشكدههاي گوناگون داراي كتابخانه، رستوران، هتل، خوابگاه دانشجويي، استاديوم مدرن ورزشي است و همه اين امكانات براي تنها بیست هزار دانشجوست كه ميتوانند با اتوبوس مجاني در داخل شهرك رفت و آمد كنند.
موضوع ديگر، تميزي محيط دانشگاه و شهرك دانشجويي است و چيزي كه موجب تعجب من شد، نسبت دانشجويان دختر به دانشجويان پسر است كه در كلاس تاريخ، سی دانشجوي دختر و تنها چهار دانشجو پسر شركت ميكنند و در دو ماهي كه من اينجا بودم هيچ كدام تا کنون غايب نشدهاند.
معلومات دانشجويان در سطح بالايي است و كتابخانهها سرشار از دانشجويان مشتاق علم است.
در ايران براي ورود به دانشگاه امتحان كنكور هست كه بهترينها برگزیده ميشوند. معمولاً داوطلبان به مدت يك سال خود را آماده اين امتحان ميكنند و در سطح فوق ليسانس و دكترا اين امتحان سختتر ميشود؛ براي مثال، براي مقطع دكترا در رشته تاريخ صدها نفر داوطلب وجود داشته كه تنها پنج نفر پذيرفته شدهاند.
مطلب ديگر اينكه اساتيد دانشگاه به نسبت حقوق خوبي دريافت ميكنند كه تقريباً دو هزار دلار در ماه است و با درآمد متوسط مردم كه 500 دلار است بسيار تفاوت دارد. بد نيست بدانيد بهای يك ليتر بنزين، تنها هفت سنت و ناهار در رستوران خوب، پنج يورو و در رستوران معمولي، دو يورو است.
وی در ادامه ميافزايد: از روابط گرم و احترام ميان استاد و دانشجويان در ايران بسيار در شگفتم. هنگامی كه براي تعطيلات كريسمس مدتي به كشورم رفته بودم، پس از بازگشت دانشجويان با كارتهاي تبريك و هدايا به استقبالم آمدند.
خبرنگار: زندگي جوانان در ايران به چه صورتي است؟
تاكنون چندين بار به منازل مردم اصفهان دعوت شدهام. بسیار خونگرم و راحتند. من هم تلاش كردم با تشكيل يك تيم فوتبال روابط خود را با دانشجويان نزديكتر سازم. در آنجا با دانشجوياني كه در كشور روسيه تحصيل كرده بودند، شب شعرهايي به زبان روسي ترتيب دادم.
خبرنگار: ذهنيت شما درباره ايران پيش از مسافرت به اين كشور و هماکنون چگونه است؟
مسافرت كردن به يك كشور مانند شنا كردن روي سطح آب است كه انسان از داخل آن بي خبر است. گردشگران به كشور ايران معمولاً از سفر خود راضي و خشنودند و يك احساس و علاقه قلبي به آن در درون خود احساس ميكنند.
اما وضعيت مردم و كشور ايران، كاملاً با تصورات آنها متفاوت است و غالباً مسافران متعجب و حيران ميشوند، چرا كه ايران آن كشوري نيست كه در رسانههاي گروهي ديده و يا شنيدهاند.
با همه اين احوال، ايران كشوري با قانون و سنت اسلامي است. خيلي از جوانان آزادانه زوج خود را برمیگزینند، ولي والدين براي ازدواج حرف آخر را ميزنند و به خاطر اخلاق اسلامي و سنت مردم، درست نيست يك زن در مكانهاي عمومي با يك فرد خارجي و يا غريبهاي ديده شود و محدوديتهايي هم براي بانوان وجود دارد.